کنلونگ همیشه همه چیز را داشته است—زیبایی، ثروت و هوش. کمال استاندارد اوست، به ویژه در مورد عشق. اما دنیای او زمانی برعکس میشود که با دوست دوران کودکیاش، اوئنگویی، دختری معصوم و بیخیال، دوباره دیدار میکند. با هم در هم تنیده شدن مسیرهایشان، کنلونگ خود را به اوئنگویی جذب مییابد که منجر به یک جذابیت ممنوعه میشود که زندگی به دقت طراحی شدهاش را به چالش میکشد.