میتامورا یوکیو بنیانگذار و رئیس شرکت پوشاکی است که به سرعت در حال گسترش است اما در واقع شرکت است که از کارمندانش سوء استفاده میکند. میتامورا به سود شرکت اولویت میدهد و کارمندان را بیش از حد کار میدهد اما او هیچ ایرادی در این کار نمیبیند و بر این باور است که کار سخت لازمة دستیابی به نتیجه است. لذا کار فشرده توجیهپذیر است. او شرکت محبوب خود را استثمارگر کارمندان نمیداند. میتامورا کارها را به زیرمجموعههای خود محول کرده و برای تحصیل مدیریت شرکت در سطح ابتدایی به دانشگاه میرود. در اینجا با استاد جدیدی به نام آکیاما کیوکو آشنا میشود. هر چند احساس کشش نسبت به کیوکو دارد اما تفاوتهای محیطی و طرز تفکرشان منجر به درگیریهای مکرر میشود. همچنین نسل جوانی به نام «نسل بدون فشار» وجود دارد که میتامورا به آنان نگاه پَست دارد و به هر حال با شرکت او هرگز استخدام نمیشوند. اما در اتفاقی غیرمنتظره با این دانشجویان دانشگاه برخورد میکند و به دلیل آن الهام میگیرد و خیلی چیزها یاد میگیرد. از سوی دیگر تلاش برای اخراج میتامورا در شرکت او آغاز میشود و به زودی میفهمد که شرکتش کارمندانش را استثمار میکند و درون آن صحنهای از مبارزه قدرت شکل میگیرد.