شهر پراگ در پایان قرن چهاردهم: پادشاه ونسِلُس، برادرش سایگسموند، اسقف پراگ زبیـنِک و سه پاپ در جدال قدرت هستند تا کنترل حوزه مقدس را به دست گیرند. جان هوس، استاد دانشگاه چارلز و واعظی، تا حدی مسئول سرنوشت کلیسای منقسم و پیروانش میبیند و برای آنها الگویی است. بنابراین او خشم قدرتمندان را برانگیخته است. «جان هوس» داستان مردی است که بهخاطر باورهایش در نبردِ آرایِ غیرِ دینی و مقامات دینی و مدنی با مرگ روبهرو میشود.