مارتین پس از دریافت نامهای اضطراری از برادرش که از جهنمی که در آن زندگی میکند رهایی یابد به مینا اسپوندیدا میشتابد اما به محض رسیدن درمییابد که-demetrio برادرش خودکشی کرده است. غم او به نفرت و طلب انتقام از زنی که باعث رنج برادرش شده و او را به مرگ کشانده تبدیل میشود.