در دوره شووای ژاپن، طمع در شهرها و جوامع کشور به شدت رایج است. پادشاه جهنم انما دایو مأموریتی به دفتر کارش میفرستد، به شکل پسربچهای کوچک به نام کارایامی سانتا. از طریق بازجویی انما، سانتا میفهمد که مقدار طمع و selfish بودن انسانها به زودی موج عظیمی از ارواح را به جهنم میبرد که برای جهنم فاجعهآفرین است. سانتا مأموریتی دارد: کاری برای کنترل اوضاع انجام دهد. در جهان انسانی، رعد و برقی در قبرستانی در نزدیکی میوزد و فرستادهی دُنیای جهنم ظاهر میشود. سانتا بههمراهی جهان انسانی، به سرعت متوجه میشود که انسانها به همان اندازه شرورند که انما توصیف کرده بود. بدون به هم زدن تعادل بین نور و تاریکی، سانتا مأمور به تکمیل مأموریت از جهنم میشود تا نظم را به جهان انسانها بازگرداند.