سان شنگ مو الههای مهربان و زیبا بود که زندگی Liu Yan Chang، یک دانشمند مومن را نجات داد. آن دو به هم علاقمند شدند و پسری به نام Chen Xiang داشتند. برادر بزرگتر سان شنگ مو، ار لان شن، از رابطهشان باخبر شد و گروه آسمانی را برای تعقیب خانواده هدایت کرد. در این زمان سان شنگ مو فانوس Lotus را به Yan Chang داد تا او و پسرشان را محافظت کند. بهزودی او دستگیر و زیر کوه Hua نگه داشته شد. پس از آن Yan Chang و Chen Xiang در روستای کوچکی مخفی شدند و زندگی نسبتاً کمی داشتند. شانزده سال بعد، Chen Xiang نیروهای عجیبی مانند عبور از دیوار را کشف میکند؛ اما این نیروها توجه ار لان شن و Xiao Tian Quan را جلب میکند؛ بنابراین Yan Chang باید برای پسرش داستان گذشته ممنوع آنها را بازگو کند. پس از آگاهی از زندانی بودن مادرش به دست عمویش، Chen Xiang سفر را برای نجات او آغاز میکند.