ژولیان، مردی ۳۱ ساله که هر چیزی جز بالغ بودن است. بدون شغل و بدون پول، ناچار است به خانه مادریاش در شهر زادگاه بازگردد. در آنجا با اولین عشق جوان خود، ماری که معلم در دانشکده قدیمیشان است، آشنا میشود. او را رازی روشن میکند که نقطهای نو در زندگی او پایهگذاری میکند. ما دنبال این مرد باانرژی و بیمسئولیت هستیم که با زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکند و هیچگاه به راهی که انتظار میرود نمیرود.