در روز فارغالتحصیلی دبیرستان، خویشاوند کوچکتر ایوتسوکی، ماهیر، به او میگوید حامله است. ناگهان دروازهای از نور ظاهر میشود و آنها را به دنیای گرنوانیا منتقل میکند. در این سرزمین، «خلالها» اختلالی در ستارگان ایجاد کردهاند و گرنوانیا را به هرج و مرج کشانیدهاند. و ایوتسوکی که اکنون مشخص شده مأمور ملاقات با «دختران ستارهای» است، آخرین امید گرنوانیا محسوب میشود و مأموریت تولید «فرزندان ستاره» و مبارزه با «خلالها» را بر عهده دارد. و تا زمانی که این مأموری کامل نشود، ایوتسوکی شاید هرگز نتواند به خانه بازگردد.