آرتیم ۳۵ ساله است. او یک روانشناس است که از این روش تحریکآمیز بهطور موفقیتآمیزی استفاده میکند تا اینکه یکی از مراجعانش خودکشی میکند. کسی که آرتیم سعی کرد او را از حالت خودکشی نجات دهد با بردن او به پشت بام و گفتن اینکه خودکشی راه درست است. آرتیم به ۸ سال زندان محکوم میشود، پروانه روانشناسیاش گرفته میشود، همسرش داشا (۳۲ ساله) او را ترک میکند و دوستانش از او روی برمیگردانند. با کمک بهترین دوستش، آرتیم از زندان آزاد میشود. او تنها به دنبال عدالت است. او به روش خود ایمان دارد و میخواهد ثابت کند که واقعاً کار میکند و تقصیر مرگ بیمار بر عهده او نیست. هر قسمت یک مورد جداگانه است و آرتیم بهطور درخشان مشکلات ظاهراً غیرممکن دیگران را حل میکند. اما آیا او قادر خواهد بود خود را نجات دهد؟